سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
59
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
كه نصف ما ترك را وقتى به فرزند ميّت دادند ربع آن را به برادر داده و ربع ديگرش را به عمو يعنى وارث طبقه سوّم مىدهند مشروط باينكه عمو در سلسله ورّاث وجود داشته و تمامش حرّ باشد و اگر عمو نيز نصفش حرّ و نصف ديگرش رقّ بود ثمن يك هشتم مال را بوى داده و باقى ما ترك را به مراتب متأخّر از او مىدهند و به همين ترتيب ما ترك بين ورثه تقسيم و توزيع مىگردد . قوله : يرث به قدر ما فيه : ضمير در [ يرث ] و [ فيه ] به مبعّض راجع است . قوله : و يمنع من الارث : ضمير نائب فاعلى در [ يمنع ] بمبعّض عود مىكند . قوله : نصفه حرّ : ضمير در [ نصفه ] به ولد راجعست . قوله : فالمال بينهما نصفان : ضمير در [ بينهما ] به ولد و اخ راجع است . قوله : و للاخ الربع : يعنى مثلا اگر ميّت بيست تومان ثروتش بود نصف آنكه ده تومان باشد مال فرزند او بوده و ربع بيست تومان كه پنج تومان است به برادر ميّت مىرسد . قوله : و الباقى للعمّ : يعنى پنج تومان ديگر در مثاليكه ذكر شد تعلّق به عموى ميّت دارد . قوله : ان كان : ضمير در [ كان ] به عمو راجعست و [ كان ] تامّه مىباشد . قوله : فلو كان نصفه حرّا : ضمير در [ نصفه ] به عمّ راجعست . قوله : فله الثمن : ضمير در [ له ] به عمّ عود مىكند يعنى اينكه گفتيم